ایالات متحده اسلامی
بیشتر ایرانی های روشنفکر و به اصطلاح «سکولار» درک نمیکننن که سیاست ایران در منطقه، در ایران و در دنیا روی چه پایه ای استوار بوده برای اینکه درک مواضع ایران درقبال کشاکش های خاورمیانه مستلزم شستن چشمها و جور دیگر دیدن تاریخ و مسائل روزه، کاری که متاسفانه «آگاهان» به علت کشش بی اندازه به نظرات غربی ها قادر به انجامش نبوده اند، نیستند و نخواهند بود. من توی این نوشته سعی کردم که با زبان ساده که حتی مامان بزرگم هم قادر به درکش هست تاریخ و دلایل حضور ایران رو در معادلات منطقه ای توضیح بدم.
آمریکا در حال افول مثل شورویه. اینو همه اونایی که قدرتهای جهانی رو مطالعه میکنن و محسور تبلیغات لیبرالیستی آمریکا و اقمارش نیسنتد میدونن. بهترین جا برای تشخیص افول جهانی آمریکا کل قاره آمریکاست. رابطه آمریکا با کانادا، مکزیک آمریکای مرکزی و جنوبی دقیقا مثل رابطه شوروی با اروپای شرقی در زمان اتحادیه ورشو و بولک شرقه. برای سالهای متمادی آمریکای لاتین مثل حیات پشت امریکا بوده و آمریکا از واشنگتن برای کل قاره تعیین تکلیف میکرد و رئیس کشور منصوب میکرد. ولی الان مثل لهستان زمان سقوط شوروی شورش توی آمریکای جنوبی بر علیه آمریکا شروع شده. ونزوئلا، بولیوی، برزیل، شیلی و نیکاراگوئه، اینها دارن همه یواش یواش مستقل میشن و اجازه نمیدن امریکا مثل سابق کشورشون رو کنترل کنه. حتی توی کانادا که آمریکا تا چند سال پیش به راحتی رهبر احزاب اصلی رو تعیین میکرد، حزب لیبرال با طغیان علیه آمریکا پارسال زمستون یه آدم ناشناس به اسم Stephane Dion رو برخلاف توصیه آمریکایی ها به رهبری خودش انتخاب کرد. توی مکزیک هم که دیدیم کاندیدای طرفدار آمریکا Felipe Calderon با زور تونست خودشو به ریاست جمهوری برسونه و کاندیدای سوسیالست Andres Obrador با پیروزی یک قدم فاصله داشت، انشاالله دفعه بعد.
سوال این نیست که آیا آمریکا ابرقدرتی رو از دست میده یا نه، این قسمتش حتمیه. مسئله اینه که این اتفاق کی خواهد افتاد. در هر صورت، اولین اثر افول آمریکا رها شدن خاورمیانه از نفوذ آمریکاست. توی این منطقه فقط سه تا کشور وجود داشته اند که میتونن جای خالی قدرت منطقه ای آمریکا رو پر کنن، سه تا کشور با طبقه متوسط بزرگ، مردم تحصیلکرده و آماده به کار و صنعت فرهنگی پیچیده و ارگانیک مردم کتابنویس و کتابخون و فرهنگساز که میتونن هژمونی منطقه ای درست کنن. این سه تا کشور عبارت بودند از اسرائیل، عراق و ایران. خدا بیامرز آیت الله خمینی این مسئله رو از همه زودتر دیده بود و میدونست که ایران به عنوان مرکز تمدن اسلامی باید خودشو سریع برای این اتفاق آماده کنه. اینو صدام هم میدونست و اسرائیل هم اینو خیلی خوب میدونه چون از همه بیشتر از خروج آمریکا از منطقه ضرر خواهد کرد.
رقابت بین سه کشور عراق، ایران و اسرائیل از سالهای پایانی دهه ۱۹۷۰ شروع شده و هنوز هم ادامه داره. یکی از راههای رقابت در هر جای دنیا حمایت از گروههای مخالف و اقوام اقلیت در کشورهای رقیبه. ایران همیشه از کردهای عراقی و شیعیان عراق حمایت میکنه. اسرائیل هم همیشه از گروههای مخالف دولت ایران مثل حزب کمونیست کارگری و اقلیت های قومی و مذهبی مثل یهودی ها و بهایی ها حمایت میکنه. عراق هم سالها بود که سازمان آزادیبخش فلسطین و عرفات رو با پول نفت خریده بود و از این نیروی سیاسی برای ضربه زدن به اسرائیل استفاده میکرد. مجاهدین رو هم که دیگه همه ما میدونیم چطور به داخل عراق کشیده شدند و تبدیل شدند به آلت فشار عراق روی ایران. بعد از انقلاب ایران سعی کرد که عرفات رو از چنگ عراق دربیاره که نشد. البته برای مدت کوتاهی عرفات هم از توبره میخورد هم از آخور، ولی حمله عراق به ایران عرفات رو مجبور کرد که طرف خودشو سریعا تایین کنه. توی جنگ ایران و عراق و جنگ اول عراق و آمریکا عرفات پشت صدام رو گرفت و حتی دوستان خودش در ایران یعنی مجاهدینو بطرف صدام هل داد. ایران هم بیکار نشست و برای رقابت با عراق و اسرائیل به قول آیت الله خمینی خودش توی دهن عرفات زد و حماس و حزب الله رو بوجود آورد که موی دماغ اسرائیل و حتی سازمان آزادیبخش باشن.
اسرائیل به حدی ایرانو دست کم گرفته بود که اولا از ایران بطور مخفیانه در جنگ با دشمن دشمن ایران حمایت میکرد و در موارد استثنایی به ایران قطعات یدکی هواپیمیهای آمریکایی رو میفروخت. اسرائیل حتی تا اونجا پیش رفت که راآکتور اتمی عراق رو در یه بمباران نابود کرد. اسرائیل همچنین از بوجود آمدن حماس خوشش میومد برای اینکه با استفاده از حماس عرفات رو آزار میداد. اسرائیل بقدری از خود راضی و خود بزرگ بین بود که نمیتونست باور کنه که روحانیون ایرانی بی تجربه در امر سیاست اینقدر به قول سرکار استوار «پلیتیک بلدن بزنن». اسرائیل خوشحال بود که ایران و عراق در حال نابودی زیربناهای اقتصادی همدیگرند، وقتی رسانه های آمریکا نظر اسحاق شامیر نخست وزیر اسرائیل در دهه ۱۹۸۰ رو درباره جنگ ایران و عراق پرسیدن جواب داده بود من برای هر دو طرف آرزوی موفقیت میکنم.
جنگ ایران و عراق با پیروزی ایران و پس گرفتن تمام زمینهای اشغالی پایان گرفت. با اینکه ایران نتونست رژیم عراق رو سرنگون کنه و یا مناطق شیعه نشین عراق رو آزاد کنه، پیروزی نسبی در جنگ به قدرتهای غربی فهموند که جمهوری اسلامی رژیمی قوی با ارتشی منظم و با انضباطه که لااقل میتونه از مرزها و تمامیت ارضی خودش دفاع کنه و اقلیت های قومی رو هم یا با هویج یا با چماق زیر یه پرچم متحد کنه. بلایی که غرب بخصوص آمریکا در کویت سر عراق آوردن تقاص بی عرضگی عراق در شکست خوردن ازایران و اجرای حکم تناضع بقا و قانون جنگلی بود که آمریکا به عنوان دادستان، قاضی و هیئت منصفه خودشو در اجرای اون محق میدید. خدا رحم کرد ایران جنگ رو نباخت، اگرنه این ما بودیم که بجای عراق مورد حمله آمریکا و متحدینش قرار میگرفتیم. آمریکا و متحدین غربی اش که تا یک سال پیش از هر گونه کمکی به عراق چشم پوشی نکرده بودن با این جنگ به عراق گفتند «خاک تو سرت کنن که با تمام اسله ها و بمب های شیمیایی و هواپیماهایی فرانسوی و انگلیسی و حق استفاده از اطلاعات جمع آوری شده توسط آواکی های سعودی نتونستی ایران بی تجربه و انقلابی رو که در داخل با یه جنگ مسلحانه چریکی درگیر بود شکست بدی.» صدام اینقدر کوتاه بین بود که نمیفهمید چراغ سبز آمریکا برای اشغال کویت تله ایست که آمریکا برای ارتش تقریبا دست نخورده عراق کشیده و میخواد کاری رو که ایران به تنهایی نتونست انجام بده رو تموم کنه و پایانی به ماجراجویی های عراق در منطقه بذاره و چراغ سبزی هم به ایران بده که ببین ما میخواهیم با شما یواش یواش کنار بیایم. غرب هم متاسفانه تصویر درستی از پتانسیل های ایران و برنامه های کلان جمهوری اسلامی برای منطقه نداشت.
یکی از نتایج جنگ کویت، بی یال و دم شدن عراق و در نتیجه اخته شدن عرفات و پایان داد شدن به انتفاضه اول بود. بدون شکست صدام قرارداد اسلویی به وجود نمی آمد. ولی ایران که از کنار اومدن عرفات و اسرائیل سودی نمیبرد از طریق جهاد اسلامی و حماس شروع کرد به سنگ انداختن در اسلو و پر رنگ کردن خواسته های بر حق فلسطینی ها مثل حق بازگشت پناهنده ها و بیت المقدس. اینجا بود که اسرائیل برای اولین بار پی برد که مقاصد ایران درباره فلسطین فراتر از رقابت دو تا همسایه مثل ایران و عراقه و ایران میخواد روی آینده منطقه تاثیر اساسی داشته باشه.
کش و قوس اسلو از ۱۹۹۳ تا پایان ده ۹۰ خاورمیانه رو متزلزل و بی ثبات نگه داشت و کار بجایی رسید که کنفرانس سازمان ملل در آخر دهه درحال تصویب قطعنامه ای بود که صهیونیزم را برابر نژادپرستی میگذاشت و خواستار اضمحلال دولت یهودی و برقراری دمکراسی در اسرائیل میشد. از طرف دیگه، عرفات با وجود غرق شدن در منجلاب رشوه و دزدی از پولهای سرازیر شده (بخاطر موافقتنامه اسلو) در لحظه آخر و زیر فشار مردم فلسطین حاضر نشد که مردم خودشو برای ابد بفروشه و در کمپ دیوید ۲۰۰۰ و در حضور کلینتون و نماینده آمریکا آقای صهیونیست یهودی تبار دنیس راس از قبول پیشنهاد اهود براک برای فراموش کردن بیت المقدس و از دست دادن حق بازگشت برای پناهنده ها سرباز زد.
بعد از اینکه اسرائیل پای آمریکا رو به جنگ با عراق کشید و باعث سقوط بغداد به دست آمریکا شد، دو تا اتفاق افتاد، اول اینکه رقیب منطقه ای اسرائیل یعنی عراق نابود شد و دوم اینکه سازمان آزادیبخش فلسطین حامی خودشو از دست داد و شروع کرد به دریوزگی دربرابر عربستان آمریکا و اسرائیل.
بعد از سقوط بغداد، این رقابت سه طرفه تبدیل شده به رقابت دوطرفه بین اسرائیل و ایران. ایران همونطور که گفتم به حماس و حزب الله برای فشار روی اسرائیل استفاده میکنه، که باید بکنه. موفق تر از حماس تجربه حزب اللهه که ایران ازش برای مقاصد مختلف استفاده میکنه. حزب الله نه تنها تونسته که موی دماغ اسرائیل باشه که حتی تونسته برای ایران توی دنیای سنی طرفدار جمع کنه و یک تجربه کمتر اسلامی حکومت اسلامی رو هم اینا با حزب الله آزمایش میکنن. حزب الله در دراز مدن میتونه تاثیر مثبت روی دولت ایران داشته باشه و ایران از تجربیات حزب الله در لبنان برای وضع سیاست های فرهنگی جدید برای کنار اومدن با ایرانی های غیر مذهبی استفاده خواهد کرد.
توی این کشاکش، زمان به نفع ایرانه برای اینکه اسرائیل بعد از خروج آمریکا از منطقه، همانطور که احمدی نژاد گفته بود بدون جنگ و دخالت ایران از صفحه روزگار محو خواهد شد، چون در این ۶۰ سال زندگی خشونت بار اسرائیل نتونسته که با مردوم بومی خودش، یعنی فلسطینی ها و همسایه های عربش به صلح و تفاهم برسه. در حقیقت جامعه پادگانی که همه از اون در ایران حرف میزنن اسرائیله نه ایران.
اسرائیل دولتی نیست که ارتش داره، بلکه برعکس اارتشیه مکه دولت داره.
الان هم و غم اسرائیل تبدیل شده به اینکه که قبل از خروج آمریکا از منطقه و مأیوس شدن آمریکا به خاورمیانه از ارتش آمریکا برای نابودی ایران استفاده کنه. این تنها جوریکه اسرائیل فکر میکنه که بتونه بعد از خروج آمریکا خودشو نجات بده و تبدیل شه به یه قدرت منطقه ای، که این هم اشتباهه ولی بعدا به این خواهیم رسید.
این مسائل اصلا نه به اسلام ربط داره و نه به ایدئولوژی اسلامی. ایران از زمان آیت الله خمینی به دنبال احیای یک حکومت منطقه ای برای مسلمانها بوده و تلاش برای اینکه ایران مرکز فرهنگی اقتصادی و سیاسی این قطب باشه، که باید هم باشه. چرا نباشه؟ کاری که فکرش توی کله هیچکدام از نیروی سیاسی ایران غیر از خط اصیل امام نبوده، نیست و نخواهد هم بود، چون متاسفانه بقیه فقط تا نوک دماغشونو بیشتر نمیبینن. این برنامه ریزی استراتژیکیه که آینده سربلندی رو برای ایران رو تضمین میکنه و اجازه میده که ایران خودشو برای آینده بدون نفت آماده کنه.
افول آمریکا تا یک یا دو دهه دیگه حتمی خواهد بود و چین حاضره که با ایران برای اداره خاورمیانه به موافقت برسه. همانطور که همه میدونن، فلسفه چین برای گسترش نفوذش در کل با فلسفه آمریکا که بر اساس استعمار انگلیس و اروپا عمل کرده زمین تا آسمون تفاوت داره. چین اصلا با ظاهر سیاسی کشورهای تحت نفوذش کاری نداره و بیشتر ترجیح میده که در شراکت با ایران خاورمیانه رو زیر نفوذ خودش بیاره. ایران تمام کارت ها رو با چین به قشتگی بازی کرده و میدونه که چین بین اسرائیل و ایران برای همکاری در مدیریت خاورمیانه ایران رو انتخاب خواهد کرد. اسرائیل با اون سابقه خراب و ذهنیتی که از خودش بین مسلمونها درست کرده اصلا با برنامه های درازمدت چین جور از آب نمیاد، درحالیکه ایران برعکس اسرائیل در بین ملتهای مسلمان و عرب شذیذا محبوبیت داره و این محبوبیت رو ما مدیون سالها سرمایهگذاری و برنامه ریزی جمهوری اسلامی هستیم.
الان شما به این حرفها خواهید خندید، اما صبر داشته باشید. اگه اوضاع همونطور که تا الان پیشرفته جلو بره، شما بالاخره متوجه خواهید شد که جمهوری اسلامی چه خدمتی به ایران و منطقه کرده و چطور سربلندی ایران رو برای لااقل صد سال اینده تضمین خواهد کرد. صبر داشته باشین و بذارین ایران به نفوذ مثبت خودش توی منطقه ادامه بده. آمریکا رفتنی است و بجای اسرائیل حق ایرانه که قدرت منطقه ای باشه. ایران اگه درست عمل کنه میتونه فرق بین شیعه و سنی رو برداره و تبدیل شه به سیستمی برای تمام کشورهای مسلمان. یک ایالات متحده اسلامی به مرکزیت ایران. فکر کردین چرا جمهوری اسلامی این صفت اسلامی رو حفظ کرده تا حالا؟ اینقدر از خود راضی هستین که فکر میکنین اینا فقط برای زجر و عذاب مردم و عقب نگه داشتن مملکت روی اسلام پافشاری میکنن. اشتباه میکنین. ایران داره این مدل رو حفظ میکنه، چون میدونه تنها مدلیه که مردم مسلمون اونو دوست دارن و به اون مدل دل بسته اند.
پیش خودتون فکر کنین. الان آمریکا دوتا تغییر رژیم انجام داده توی افغانستان و عراق و هردوتا رژیم جدید اسمشون و فرومشون و قانون اساسیشون مقتبس از ایران و ایده های آیت الله خمینیه. خوب چی شد؟ اگه آمریکا جمهوری اسلامی بیاره بد نیست؟ خوب اینکه از اول ایده آیت الله خمینی بود. اگه قراره که ممالک مسلمون بشن جمهوری اسلامی، خوب چرا با نظارت و مدیریت ایران این پروسه طی نشه؟ و چرا باید آمریکا بیاد و ایده های امام رو بدزده و به اسم خودش دمکراسی بیاره؟
جمهوری متحده اسلامی، یا ایالات متحده اسلامی فقط چند سال دیگه با واقعیت فاصله داره. اصلا هم برام مهم نیست که شماها خندتون گرفته از این پیشبینی یا گریتون گرفته، یا فکر میکنین من دیوونه شدم. احتیاج توی کشورهای مسلمان از هر زمانی بیشتر شده برای یه دمکراسی فراگیر، یه قطب اقتصادی قوی، چیزی که امپراطوری عثمانی متاسفانه هیچوقت نتونست خودشو به اون تبدیل کنه. اگه واقعا ایران دوست هستید، اگه واقعا سربلندی ایرانو میخواین، مسخره بازی و چوب لای چرخ گذاشتن و کوتاهبینی ها رو کنار بذارین و بیاین مثل آدم زیر این پرچم که برای همه زیرش جا هست، اگه کسی برنامه سری برای قبضه قدرت و کنار اومدن با غرب و فروش دوباره مملکت رو نداشته باشه. کسی از شما نخواسته که ریش بذارین یا قرآن جلد کنین، یا حزب اللهی بشید، ما بیشتر از اندازه توی دنیای مسلمون حزب اللهی داریم. تنها درخواست من اینه که نق نزنین، آب به آسیاب دشمن نریزین و دائم غرب مفتضح و جاهلیت ماشینی و مصرفی اونو برای مردم عادی الگوسازی نکنین. لااقل اگه کمک نمیکنین بشینین یه گوشه نون و ماست خودتونو بخورین و منتظر اون روز باشین که بیاین به درگاه ولایت و معذرت خواهی کنین. من مطمئنم که ولایت اسلامی شمارو زیر چتر خودش راه خواهد داد، البته بعد از توبه.
به قول سیاوش کسرایی:
«در تنگ پرتبرک آن نازنین عبا
جا هست بیش و کم آزاده را
که تیغ کشیده است بر ستم»

