متن کامل "پشت پرده مذاکرات ایران با آمریکا"
۱- نکته اصلیکه خیلیها بین مفسرین نمیخواهند قبول کنن اینه که بعد از جنک کره در دهه ۵۰ میلادی، آمریکا برای بالا بردن قیمت نفت همواره از ناآرامی در خاور میانه استفاده کرده و به بهانه «ثبات منطقه ای» وارد درگیری ها شده ولی هدف اصلی دولت آمریکا کمک به سرمایه داری در انباشت سرمایه جهانی بوده نه ثبات منطقه ای. برای اینکه ثبات واقعی در خاور میانه برای آمریکا جز ضرر چیز دیگه ای نداره.
از جنگ سوئز تا جنگ ۶ روزه ۱۹۶۷ تا اشغال سینا در دهه ۷۰ تا اشغال لبنان در دهه ۸۰ تا جنگ ایران و عراق تا انتفاظه دوم تا جنگ افغانستان تا جنگ عراق تا جنگ لبنان پارسال تابستان "شلوغ بازی" برای دخالت در مکانیزم بازار آزاد برای تاثیر گزاری بر قیمت انرژی خام انجام شده اند.
در حقیقت مصرف اصلی اسرائیل و اغتشاش در منطقه برای آمریکا همینه، درست برعکس تئوریهای لیبرال ای فاشیست شده و منتقدین به اصطلاح چپ اونها، اسرائیل وظیفه داره که با پرآشوب نگه داشتن خاورمیانه تورم مصنوعی در دنیای سرمایه داری غرب رو با بالابردن قیمت نفت مهار کنه.
این یک روی سکه انباشت سرمایه جهانیه که روی دیگرش سیاست های اعتدال دمکراتها و لیبرالهای «صلح طلبه». در آخر یک چرخه دوطرفه، کمپانی های جهانی بزرگ تر میشوند و سرمایه های از دست رفته در غرب (بخاطر قیمت بالای نفت) از طریق خریدهای نظامی و صنعتی دوباره به بانکهای غربی برمیگردند. این یعنی چرخه دائمی پترو دلار / وِپون دلار (petro dollar-weapon dollar) برای اطلاعات بیشتر حتما اقتصاد سیاسی جهانی اسرائیل (انگلیسی) نوشته دوتا اقتصاد دان یکی از اسرائیل و دیگری از دانشگاه تورنتو رو بخونین، (لینک، کل ۴۰۰ صفحه کتابه. این کتاب با کاپیتال مارکس و سرمایه یک ملت آدم اسمیت مقایسه شده.)
اونا با تئوریهای خودشون دارن مبحث اقتصاد جهانی و کارشناسی خاورمیانه رو دگرگون میکنند اگه تمام کتاب رو نمیخواهید بخونین. حتما این مقاله کوتاه تر رو بخونین:
با بالا رفتن دائمی حجم نقدینگی و از طرف دیگه بالارفتن قیمت نفت اقتصاد تورمی غرب تجربه رکود اقتصادی ۱۹۳۰ را دیگه هیچوقت تکرار نخواهد کرد، چون حجم بالای نقدینگی توسط قیمت بالای نفت جذب خرید انرژی خواهد شد و تولیدکنندگان نفت هم مجبورن برای ترس از اسرائیل و کلا جنگ های این روزها بر علیه تروریزم درآمدهای اضافه را خرج صنایع نظامی / امنیتی یا خرید اسلحه و قطعات نظامی کنند.
نگاه کنین ببینین جنگ عراقی که مثلا برای دسترسی به نفت انجام شد، عملا در طول ۵ سال گذشته قیمت نفت را دوبرابر کرده. ایران هم تمام پولهای اضافه رو مجبور شده خرج صنایع دفاعی یا خرید موشک از شوروی چین و کره شمالی بکنه.
جناح رفسنجانی در ایران همراه شرکای چینی و روسی تبدیل شدن طرفدارای نئو لیبرالیزم و میگن بابا بیاین با هم مذاکره کنیم و قناعم سرمایه داری جهانی رو با هم شریک شویم، اما غربی که خودش یه دهه قبل از "ثبات" و "صلح" و "بازار آزاد" حرف میزد، الان اصلا به نئو لیبرالزم پایبند نیست و دلش جنگ میخواد، چون تبعیت از نئولیبرالیزم جهانی اقتصاد خودشو زمینگیر میکنه و چین و اقمار انرژی ساز چینی ها و روسی ها رو به ابرقدرت جدید بدل خواهد کرد. غرب میگه فعلا جنگ و بی ثباتی، بعدا دوباره با تصمیم خودمون به نئولیبرالیزم میرسیم.
۲- آمریکا هدف اصلی اش بعد از سقوط صدام ادامه آشوب توی عراق بوده. اونا نه میخوان یه دولت قوی سنی یا نه یه دولت قوی شیعه یا اصولا یه دولت قوی مرکزی چند-مذهبی بوجود بیاد. برای ادامه برنامه اقتصادی خودشون و بالا نگه داشتن قیمت نفت، عراق باید تا اطلاع ثانوی بی ثبات باشه، در عین حال اینکه بازی با قیمت نفت باید تحت کنترل غربی ها باشه. اینطور نیست که اقتصاد غرب بتونه یک شبه دوبرابر شدن قیمت نفتو تحمل کنه برای همینه که ایران تهدید میکنه که اگر به ما حمله کنین افراط در بالا رفتن قیمت نفت را به شما تقدیم خواهیم کرد (یعنی افراطی شدن چیزی که خود غربی ها میخواهند.... ایران میدونه که خربوزه نفت گرون برای غرب خوبه اما به یک مقدار مشخص...)
۳- توی محافل آگاه همه میدونن که سازمان جاسوسی آمریکا، اسرائیل، آلمان و فرانسه با استفاده از پول سعودی ها و منابع عملیاتی پاکستانی در حال نیرو دادن به سنی های تروریستند. این یارگیری مخفیانه توی کشور های سنی به نفع القاعده و بعثی ها داره با عملیات مستقیم CIA برنامه ریزی میشه. این معنیش اینه که بچه مذهبی های سنی رو توسط سلول های فعال اسلامی در این کشور ها میکشونن به عراق و اونجا اسلحه میدن دستشون که با دولت شیعه و حتی ارتش آمریکا بجنگن. آمریکا از کشته شدن سربازای خودش تا حدی که مردم آمریکا بتونن اونو تحمل کنند ابائی نداره. خطر اصلی برای آمریکا ثبات در عراق و افغانستانه، برای همینه که پاکساتان زیرزیری داره طالبان رو کمک میکنه و سعودی ها هم دارن پول نفت اضافه رو خرج مسلح کردن القاعده و بعثی ها توی عراق میکنند. خیلی از اسلحه هایی که توی عراق دست سنی هاست آمریکایی یا اسرائیلی هستند. اسرائیل از طریق کردستان عراق این اسلحه ها رو وارد میکنه و دلالهای اسلحه در کردستان که به اسم رهبرای پیشمرگه معروفن، این اسلحه هارو به عراقی های سنی که پول از عربستان میگیرن میفروشن. اونوقت توی این ببخشید خر تو خر، آمریکا میاد ایرانو متهم میکنه که شما دارین اسلحه یه عراقی ها میدین.
۴- سازماندهی پنهانی القاعده و سنی ها در عراق باکمک همپیمانان آمریکا، یعنی عربستان، مصر، اردن و پاکستان همه توسط شیعه های عراقی و ایرانی های فعال در عراق سند برداری شده. ماشالله ایران با کمک همپیمانان خودش توی دولت عراق از همه بهتر از این مسائل خبر داره، اما نمیخواد علانا و مستقیم اینارو در محافل عمومی و رسانه ها مطرح کنه. ایران این مسائل رو نگه داشته تا توی مذکرات به سیاست مدارهایی که بوش فرستاده یجور سری بگه که بابا شما خودتون مسئول ناامنی توی عراق هستید و جمهوری اسلامی از نا امنی عراق هیچ سودی نمیبره. اما غرب نمیتونه الان به بهای پایین رفتن قیمت نفت به پایداری و ثبات در عراق کمک کنه.
این پایداری بخصوص اگه به قدرت گیری یک دولت شیعه منجر شه سم مهلکی برای اقتصاد آمریکاست، بخصوص برای اینکه بازار املاک در آمریکا (که خودش عین بالا رفتن قیمت نفت وظیفه اش جذب نقدینگی قلابیه) هم شروع به سرد شدن کرده و اقتصاد آمریکا بیشتر از هر موقع دیگه به این تورم مصنوعی از طریق بالا نگه داشتن قیمت نفت احتیاج داره.
این تئوری همچنین آزاد گذاشتن شاوز رو در ماجراجویی های نفتی خودش توضیح میده؛ ملی کردن صنایع نفت در ونزوئلا به بالا موندن و بالا رفتن تدریجی قیمت نفت کمک میکنه.
۵- مذاکره اصلی بین ایران و آمریکا این نیست که ما فکر میکنیم یا ما از زبان رسانه های ایران و آمریکا یا دو تا دولت ایران و آمریکا خواهیم شنید. توی مذاکرات اصلی که سری خواهند بود، آمریکا ایرانو تشویق خواهد کرد که بیشتر توی خشونتهای عراق بر ضد «القاعده» و بعثی ها فعال بشه یا عملیات بر علیه کردها راه بندازه، یا حزب الله لبنانو تشویق به جنگ با اسرائیل بکنه، یعنی هرچیزی که باعث بی ثباتی منطقه و بالا موندن و ازدیاد تدریجی قیمت نفت بشه. . یعنی بجای اینکه سربازای آمریکایی کشته بشن، سربازای ایرانی با القاعده و بعثی های ساخته و پرداخته خود آمریکا درگیر بشن. آمریکا علنا و بدون رودروایسی به ایران خواهد گفت که یا جنگ داخل ایران با بمباران مستقیم، یا جنگ غیر مستقیم بین ایران و القاعده و بعثی ها داخل عراق. این یعنی دقیقا بازگشت به دهد ۸۰ که ایران برای بقای داخلی جمهوری اسلامی مجبور شد با عراق درگیر بمونه و مدت چند سال اضافه توی این جنگ مصنوعی ساخته و پرداخته شده در تینک تنک های آمریکایی بجنگه.
پیشنهاد های آمریکا به ایران خلاصه میشه به یا جنگ گرم و بمباران مستقیم ایران و جداکردن کردستان ایران، یا جنگ سرد یعنی جنگ ایران با بعثی ها و القاعده داخل عراق، چیزی که مقدمه اش تاکنون چیده شده.
۶- شاید ما بتونیم قبول کنیم که جنگ سرد داخل عراق برای منافع ملی ما بهتره ولی در دراز مدت این جنگ باعث زوال ایران و نابودی کامل خاورمیانه خواهد شد. ایران لازم نیست حتما بین جنگ سرد و درگیری غیر مستقیم با عوامل عرب/ سنی آمریکا و از طرف دیگه جنگ گرم و مستقیم یکی رو انتخاب کنه. راه حل سوم ما حمله به عقب و تغییر معادلات خاورمیانه توسط کنار آمدن با کشورهای عربی بر سر مسائل دیگر است. "صحبت" درباره تمب بزرگ و کوچک، و پایین بردن تولید نفت و خودداری از نزدیکتر شدن بیشتر به بازار انرژی چین هند و روسیه همه از کارهای دیگریکه ایران میتونه انجام بده و آمریکا رو توی پوست خرمالو بذاره. ایران چه بخواد چه نخواد ناامنی در عراق فعلا ادامه خواهد داشت و هیچ کس جز آمریکا و بقیه شرکای اقتصادی آمریکا مسئول این ناامنی نیستد. من شخصا موافق دادن وجبی از خاک ایران به هیچ کشوری نیستم اما تحرک در دیپلماسی و ابتکار عمل در بدست گرفتن داستان را دوست دارم. مثل همین الان که ایران داره با کشورهای عربی لا اقل به ظاهر خوشرفتاری میکنه و مثل قدیم به شاه عربستان و حسنی مبارک دائم فحش نمیده خودش خیلی کمکه. این کشورهای عربی درسته که توی جیب آمریکا هستن اما از این مسئله جلوی چشم مردمشون خجالت میکشن و ایران میتونه به اونا در بوجود آوردن ایجاز استقلال کمک کنه. دولت ما باید بطود رسمی با اینها رابطه "خوب" داشته باشه اما گفتمان انقلابی برای تمام مسلمانان جهان باید از طریق انقلابیون ایرانی دنبال بشه و بسیجی ها و بنیاد های انقلابی نباید یک میلیمتر کوتاه بیان. ما باید ضمن حمایت غیر مستقیم و علنی از جنبش های رهاییبخش در دنیای عرب به این رهبر های عربی بفهمونیم که برای حکومت بی دردسر در کشور خود به ایران و قطب ایران (سوریه حزب الله حماس) و نزیک شدن به مردم خودشون نیاز دارن.

