تبليغاتX
دادابیس
inicio mail me! sindicaci;ón inicio

درباره گوز و چلغوز

امروز از عمر گوز و چلغوز نزدیک یک ماه میگذرد و من دوست دارم از این فرصت استفاده کرده و مطالبی را درباره این دو نشریه با خوانندگان در میان بگذارم.

من از مدتها قبل همیشه فکر انجام کارهای طنز سیاسی در کله ام وجود داشت، اما ایده گوز وقتی عملی شد که بعد از مراجعه به سایت روزآنلاین متوجه همصدایی این روزنامه به ظاهر مستقل با خط سیاسی مطبوعات و قدرت های غربی سر مسئله دستگیری هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش شدم و همانجا تصمیم گرفتم که زیر اسم «گوز» بی انصافی های روزآنلاین و آب ریختن با آسیاب دشمن توسط این روزنامه را به صورت طنز روی اینترنت به نقد بکشم.

بعد از خرید دامنه سایت و شروع به کار روی شماره آلفا، سعی کردم با حسین درخشان تماس گرفته و از او دعوت به همکاری کنم. اما بخاطر اینکه تلفن حسین جواب نمیداد و من هم دوست نداشتم صبر کنم، کار روی شماره اول را به تنهایی انجام داده و خودم لینک «گوز» را به سایتهای صبحانه و بالاترین اضافه کردم.

ترافیک سایت از همان روز اول بالای ۱۰۰۰ بود و درست دو روز بعد از انتشار شماره الفا حسین با من تماس گرفت و از انتشار گوز استقبال کرد و به من قول همکاری داد. البته بگویم ما بخاطر نزدیک بودن خط سیاسی و داشتن اعتماد شخصی با هم زیاد بحث نکردیم و ترجیح دادیم که هم مسائل کاری و هم مسائل سیاسی را ضمن انتشار روزنامه با هم حل کنیم. بعدا هم خروس عزیز به جمع ما پیوست. او با اینکه مشغول آماده شدن برای برگشت به ایران بود در چند شماره به تهیه ایده و مطلب کمک های فراوانی کرده است و الان هم از ایران قول همکاری و همفکری با ما را داده است.

من از دو سال پیش با حسین درخشان دوست هستم و با هم رابطه تلفنی ایمیلی و کامنتی داریم. در این مدت هر دوی ما از دو نقطه نظر متفاوت بنا به تجربیات متفاوت شخصی آرام آرام به اینجا رسیده ایم که میبینید. ما اعتقاد داریم که بدون فداکردن مصالح مملکتی و سر خم کردن در برابر سرمایه داری جهانی میتوان خطر جنگ و تهاجم از طرف آمریکا و اسرائیل را خنثی کرد و برای ایران اعتباری جهانی و اهمیتی منطقه ای فراهم کرد.

به نظر ما جمهوری اسلامی دولت و رژیمی کاملا قانونی است و دفاع از حقانیت آن به نفع منافع ملی و منطقه ای ایران است. ما از این نقطه نظر به طرح مطالب خود میپردازیم و از اعلام این نظرات ترسی به دل نداریم. تاکید من و حسین روی عقاید امروزی ما نه بدلیل منافع شخصی است یا از سر ناسازگاری. با جناب خروس هم همینطور. با اینکه تقریبا یک سال قبل از به راه افتادن دم خروس ما همدیگر را میشناختیم، مواضع سیاسی و اجتماعی مان در یک فرآیند طبیعی در اثر شرایط موجود در دنیای غرب به اینجا رسیده، شرایطی که میتواند هر آدم منصف و معقول دیگری را هم به این نقطه نظر ها برساند.

درباره نقش حسین درخشان باید اضافه کنم از همان شماره اول حسین نقشی بالا و اساسی را در انتشار روزنامه به عهده گرفت. علاوه بر نوشتن بیشتر تیتر ها و زیر تیتر ها و طراحیِ روزنامه، تمام  مسائل تکنیکی کار مثل پیدا کردن نرم افزار برای صفحه بندی، گذاشتن نرم افزار روی سِِِرور سایت و راه اندازی کامنت دونی و لیست ایمیل ها و غیره را حسین مدیریت کرده است. من هم علاوه بر همفکری و کمک در کارهای بالا مطالبه طئلانی تر روزنامه را نوشته ام. (کاراکتر بابی پرو که از فیلم قلب وحشی WILD AT HEART دیوید لینچ اقتباس شده ضمیر خورآگاه من میباشد.) کار روی گوز و چلغوز بسیار پیشرفته است. با اینکه هر کدام از ما در محدوده های زمانی مختلفی زندگی میکنیم توانسته ایم که از امکانات کامپیوتری و اینترنتی برای تهیه این نشریات استفاده کامل ببریم و بطور منظم این نشریه را به دست خوانندگانش برسانیم.

تغییر نام نشریه از گوز به چلغوز تصمیمی بود که بنا به ملاحظات کاری و سر انجام فشارهای قضایی انجام شد. ما برای این تعییر سم آمادگی لازم را داشتیم و از حق خود برای انتشار مطلب با نام گوز نگذشته ایم. ما در ضمن با تغییر نام و تغییر طراحی و دور کردن نشریه از تصویر روزآنلاین قصد داریم که چلغوز را به عنوان یک نشریه هجو و طنز جدی روی اینترنت جا بیندازیم.

گوز و چلغوز یک طرف صفحه اند، ما بطور جدی هم در حال نوشتن و توضیح نقطه نظرهای مستقیم و غیر شوخی خودمان هستیم. وبسایت دم خروس هم چنین سردبیر خودم حسین نمونه ای از کارهای جدی ماست. اما استفاده از طنز و هجو کاری واجب است که نه تنها از عمق انتقادات اجتماعی ما کم نکرده، بلکه به آن میافزاید. ما معتقدیم که نباید دامنه نظرات خود را فقط به حرفهای جدی محدود کنیم. نه تنها مردم به یک سایت خنده دار و هجو توجه بیشتری نسبت به یک بلاگ روزنامه نگارانه نشان میدهند، بلکه تناقضات نیروهای طرفدار دمکراسی و حقوق بشر مدافع غرب نیز در طنز خودش را بیشتر نشان خواهد داد تا در مطلب جدی.

اگر کسی از اوضاع در ایران واقعا خبر داشته باشد، رفتن به سایت هایی مثل روزآنلاین یک طرفه بودن اخبار آنها و مسخره بودن ادعاهای این جور ژورنالیسم مغرض را مشخص میکند و خنده زمانی در صورت خواننده چلغوز یا گوز نقش میبندد که شخص متوجه میشود اخبار منتشره توسط ما در بی ربط بودن به وقایع فقط یک پله با اخبار مغرضانه و اغراق آمیز روزآنلاین یا نشریات اپوزیسیون فاصله دارد.

مشکل سیاسی اصلی ما با مطبوعات اصلاح طلب و طرفداران این مطبوعات اینست که ما عقیده داریم مسائل ایران را نباید جدا از مسائل جهانی و منطقه ای تفسیر کرد. متاسفانه منتقدین و مخالفین جمهوری اسلامی دوست دارند که تاریخ و سیر وقایع در ایران را از روزنه ای بسیار تنگ بنام مبارزه برای دمکراسی، حقوق بشر و حکومت ملی تعریف کنند. در این سیستم فکری دولت و سیستم ایران باید به فجیع ترین شکل مورد حمله قرار گرفته و تمام نکات مثبت درباره آن باید به نکته ای منفی تبدیل شود و ایران باید به زور هم که شده انقلاب ۵۷ و رهبری امام خمینی را فراموش کرده و به جرگه کشورهای لیبرال و «آزاد» دنیا بپیوندد.

ما در گوز و چلغوز به مسائل از دید دیگری نگاه میکنیم. برای ما تاریخ قرن بیستم و بیست و یکم، تاریخ رشد و نمو سرمایه داری و جهانی شدن اقتصاد و فرهنگ بوده، نه جهانی شدن آزادی و آزادیخواهی. برای ما دمکراسی و حقوق بشر از مباحثی جالب و قابل دفاع به ابزاری در جهت گسترش سرمایه داری تبدیل شده اند و امکان ندارد که امروز بتوان پرونده آزادیخواهی در ایران را از فرآیند امپریالیستی استعماری سرمایه داری جهانی جدا کرد. نیروهای جهانی سازی نه برای بالابردن سطح آزادی یا بهتر کردن شرایط زندگی مردم  بلکه برای برای در هم شکستن کردن بازار ایران و آلوده کردن بیشتر اقتصاد و فرهنگ ما به سرمایه و کالاهای خودشان ست که معرکه دار میدان مبارزه با جمهوری اسلامی شده اند و ما باید بدون ذوق زده شدن منافع ملی و دراز مدت ایران و دنیای اسلام را مد نظر داشته باشیم نه راضی کردن قدرتهای خارجی را.

برای ما انقلاب ایران و اصرار قهرمانانه مردم معتقد و فداکار بر روی آرمان های این انقلاب و اتحاد مردم ما جنبش های مردمی در آمریکای لاتین تنها راه خروج از بن بست کنونی بشریت میباشد و ما وظیفه داریم با تشویق این اتحاد و مقاومت، راه های دیگری را برای رستگاری جهانی جلوی چشم کشورهای عقب مانده بگذاریم. باید به دنیا نشان داد بجز جهانی سازی مدل آمریکایی/لیبرالی راه های دیگری هم برای پیشرفت و سعادت انسان وجود دارد و جمهوری اسلامی یکی از این آلترناتیوهایی است که جای کمرنگ کردن یا نابودی چنین سیستمی باید آن را تقویت کرد و از تجارب آن آموخت.

از طرف دیگر طنز و هجو به ما اجازه میده تا با استفاده از آزادی های موجود در جامعه غرب تناقضات و اغفالی بودن پروژه دمکراسی را به انتقاد بکشیم. به عقیده ما اگر همانطور که جامعه لائیک میگوید، خدا جایی در جامعه ندارد، پس هیچکس در جامعه بی خدا نباید از قداستی غیر قابل پرسش و انتقاد برخوردار باشد.

اینها به ظاهر آزادیخواهند اما دم خروس این مدعیان آزادی وقتی عیان میشود استفاده از آزادی های غربی برای خودشان مسئله ای میشود. مثل الان که راه اندازی گوز و چلغوز، عاشقان پرمدعای آزادی را برای حذف ما متحد کرده و خودشان با دست خود کم عمق بودن این آزادیخواهی را به اثبات میرسانند.

آقای نبوی شعار میدهد: نمیگذارم اینها به «عزیزانی» مثل گنجی و عبادی توهین کنند. در حالیکه همین شخصیت معتقد به آزادی به «عزیزان» کسانی که حتی به آزادی های غربی مثل خودشان اعتقادی ندارند توهین میکند. آقای نبوی: ما یا «عزیزان» در یک جامعه داریم یا نداریم. شما نمیتوانی در نوشته های خود امام جمعه ارومیه را مسخره کنی اما فردایش به دفاع از عزت و مقام گنجی دستور محو روزنامه و وبسایت صادر کنی. تاریخ و جامعه به شما خواهند خندید. مخالفت آدمهایی مثل شما و کلنگ و کمانگیر و دیگران همه ثابت میکند که برای این شماها آزادی چیزی است که فقط باید آن را از دشمن سیاسی در ایران طلبید، اما نباید به آن درباره منتقدان خود در خارج از کشور ملتزم بود.

از روزی که شخصا تصمیم به انتشار اولین شماره گوز گرفتم تا امروز که شماره چارم نشریه چلغوز با همکاری حسین درخشان و خروس منتشر شده، ساعتی نگذشته که در آن ما بخاطر انتشار این نشریه فحش و بد و بیراه نشنیده باشیم. از کامنت های هر دو سایت  گرفته تا سایت دم خروس تا سردبیر خودم و وبسایت های شخصی دیگران، بلاگستان فارسی مملو بوده از اظهار نظرها یا حملات بی انصافانه توسط کسانی که حاضرند «آزادی» مورد پرستش خودشان را زیر پا گذاشته و خواستار تعطیلی روزنامه و یا خفه شدن صدای ما شوند. بغیر از فحاشی تا الان چهار پنج تا سایت تقلبی به اسم من راه اندازی شده که در آن دوستان به جنفگ پرانی علیه من و عقایدم مشغولند.

اگر گوز یا چلغوز نشریاتی علیه جمهوری اسلامی یا دولت ایران بودند همه این آدمها تا الان به جرگه هواداران پر و پا قرص ما پیوسته بودند، اما چون هدف ما از بوجود آوردن این دو نشریه سوای اهداف «دمکراسی خواهانه »و «حقوق بشر دوستانه» مد روز در نشریات اصلاح طلب و اپوزیسیونی است، دوستان  بجای تشویق ما را مسخره و محکوم کرده و یا تهدید به محو و نابودی میکنند.

ایرادی نیست، شما هر چه بیشتر خواستار محو صدای ما باشید، مردم هم بیشتر به ما توجه خواهند کرد. ما از روزی هزار کاربر به روزی ۲۰۰۰۰ نفر رسیده ایم. این ۲۰۰۰۰ خواننده از زیر قارچ سبز نشده اند و حتما چیز جالبی میبینند که آنها را به طرف مطالب ما میکشاند. بجای تکفیر و سانسور بیایید جواب حرف جدی را جدی داده و جواب حرف شوخی را هم با طنز بدهید.

اگر روزآنلاین روزنامه خوبی بود خودش همان بقل به گوز و چلغوز لینک میداد.

ما در چلغوز دمکرات تر از تمام این مدعیان آزادی عمل خواهیم کرد. تنها خط قرمز چلغوز توهین به مقدسات مردم و مقام رهبری است. نظر حسین در این باره کمی با من متفاوت است ولی من شخصا این خط قرمز را نه با اکراه بلکه با افتخار ترسیم کرده ام.  من به حقانیت جمهوری اسلامی اعتقاد داریم و حاضر نیستم به بهانه تولید سراب آزادی با مبانی دینی فرهنگی و سیاسی ایران شوخی کرده و یا به آنها توهین کنم.

در ضمن هیچ کدام از ما دوست نداریم فیلتر شویم.

درهای چلغوز برای همکاری، جوک گویی،  شوخی کردن، لوده گری، انتقاد و حتی فحش دادن (تا حد معقول) باز است. با فرستادن مطلب برای ما ادعاهایمان را آزمایش کنید. بیایید بجای به هم خندیدن با هم بخندیم.


Balatarin Donbaleh